www.dashtak.com

به سایت روستای دشتک ابرج خوش آمدید

 

 

 

تماس با ما 

firouzbashiri@hotmail.com

  

 

 

صفحه اول.

 

ادامه

..............................................................

 

 آری اینچنین است 

انسان موجودی عجیب و پیچیده است.برای زنده ماندن و ترقی کردن از هر وسیله ای استفاده می کند.فلسفه می بافد،و برای عمل خود ،هرچند عمل غیر اخلاقی،توجیح می تراشد.دروغ،تجاوز به حقوق همنوعان خود،آدمکشی و هر عمل غیر انسانی و اخلاقی را زمانی که منافعش به خطر بیفتد،مباح،حلال و عین صواب می داند.به ظاهر و با زبان هر عمل غیر انسانی و غیر اخلاقی را رد می کند،اما با گذاشتن چند اما و اگر،همه آن زشتیها را بدون هیچ عذاب وجدانی انجام می دهد.عده ای برای فریب دادن مردم، و قیمومیت بر آنها ،و پر رونق کردن دکان خود،علم این کار را می آموزند.شاگردانی دور خود جمع کرده،و آموخته های خویش را که همان فریبکاری باشد،به آنها آموزش می دهند.در گذشته های دور بت می تراشیدند و آنرا در نظر مردم مقدس جلوه می دادند.توده مردم را به پرستش این بت ها وادار می کردند.هر کس امتناء می کرد با زدن مهر ارتداد بر پیشانیش ،یا گردن می زدند،ویا می سوزاندند.به مرور زمان انسانها پی بردند که این بت ها را هنری نیست جز وسیله درآمدی برای بت تراشان.همان بت تراشان،نام عوض کردند و برای سواری گرفتن از خلق خدا حیلتی دیگر اندیشیدند.لقب خویش را از نگهبانان بت خانه، به خاخام ،اسقف وکشیش ،و مفتی و شیخ مبدل نمودند.و آن کردند که پیش از این می کردند.اما با نامی دیگر و هیبتی دیگر.دامهای خویش را در هر گذری پهن کرده و به فریب خلق خدا وتهی کردن جیب آنها و به پر کردن جیب خود مشغول شدند..چند هزار سال است که بازارشان گرم است و متاع خویش را که به جز بیهودگی نیست به مشتریان خویش عرضه می دارند،و چنانچه نگیرند، با زور و تهدید خلق را وادار به خرید آن می کنند.بت های چوبی به بت های انسانی تبدیل شده اند،و مانعی شده اند در سر راه خداشناسی.خدا را آنطور که به نفعشان است به مردم معرفی می کنند،نه آنطور که هست.بت های دروغین انسانی می سازند.به منفورترین انسانها ،بزرگتری القاب می دهند.پلیدترین افراد را تطهیر نموده و بر او لباس مقدسان می پوشانند. در گذشته چنین بوده،و چنین به نظر می رسد که در آینده هم، در به همین پاشنه خواهد چرخید.یکی از نمونه هایی که برای ما دارند تدارک می بینند به قرار زیر است.

بیشتر از یکسال پیش در خبر ها آمده است که دولت اردن با موافقت دولت عراق ،اقدام به ساختن ضریح برای قبر صدام حسین تکریتی  نموده است.یک شرکت اردنی به نام شرکت بسام هم متعهد شده ضریح مورد نظر را در مدت دو سال ساخته و تحویل بدهد.آرامگاه صدام در تکریت هم اکنون  به زیارتگاه تبدیل شده است.روزانه تعداد زیادی از مردم و همینطور دانش آموزان مدارس،برای زیارت قبر صدام به این مکان مراجعه می کنند.شاید زیارتنامه ای هم برای او نوشته و موقوفاتی را برایش اختصاص دهند.و برای اینکه بازارشان پر رونقتر شود ،معجزاتی هم به او نسبت دهند.در مناقب او کتابها خواهند نوشت .شعرا هم در وصفش  شعر خواهند سرود، و از شجاعت ،رحم و مروت، واز بخشندگی و دانش او داد سخن خواهند داد.تورهای زیارتی هم در اقصا نقاط عالم برقرار خواهند نمود،ومشتاقان زیارت را از راه های دور و نزدیک به زیارت خواهند برد

قبر صدام در عراق

 صدام را همه ما خوب به یاد داریم.چه ظلم هایی که به شیعیان و کردهای عراق روا نداشت.بسیاری از انسانهای بیگناه،فدای قدرت طلبی و زیادخواهی این جلاد شدند.جنگ ایران و عراق که مسبب اصلی آن صدام بود ،بسیاری از بهترین جوانان ایران را به کام مرگ(شهادت) کشید .می گویند چنانچه موفق به نصب ضریح یاد شده بر روی قبر صدام نشوند،آنرا در کنار قبر جعفر ابن ابو طالب،برادر جضرت علی(ع)در شهر مزار نزدیک شهر موته قرار خواهند داد.و آنجا را تبدیل به زیارتگاه صدام خواهند نمود.این اتفاق(زیارتگاه شدن قبر صدام حسین جنایتکار)نه اولین بار است و نه آخرین بار.فرصت طلب ها و سودجویان بارها در طول تاریخ دست به چنین اعمالی زده اند.هر وقت منافعشان ایجاب کرده،انسان بزرگی را کوچک،و یا کوچکی را بزرگ و مقدس کرده اند.حق و باطل،خدمتگزار و خائن،جنایتکار و مصلح در نزد فرصت طلبان و ریا کاران هیچ معنی و مفهومی ندارد.جیب نان به نرخ روزخورها پر بشود،آنها از صدام بدترش را هم تطهیر خواهند کرد.از شجاعتش،کرامتش،سخاوتش و رحم و مروتش،داد سخن خواهند داد.این ریاکاران برای قیمومیت فکری،سیاسی و اقتصادی خود،هر حقی را باطل و هر صدای حق طلبانه ای را در گلو خفه کرده و خواهند کرد.

نمونه ای دیگر مغولستان است.مردم مغولستان،چنگیز را در حد یک فرستاده خدا ارج می نهند.آنچنان برای چنگیز خان مغول ارزش و احترام قاعلند،که تصورش هم برای ما غیر ممکن است.چنگیزی که جز خونخواری هنر دیگری نداشت.مورخین نوشته اند ،زمانی که لشکر مغول به نیشابور بزرگتری شهر ایران در آن زمان حمله کرد،نه تنها به اهالی شهر که حتی به سگ و گربه ها هم رحم نکرده و همه را قتل عام کرد.از کسی که در حمله مغول جان بدر برده بود،احوال را جویا شدند.وی در کوتاهترین و گویاترین شکل ممکن ،گفت.آمدند و کندند و سوختند وکشتند و بردند و رفتند

جرج بوش پسر و رئیس دولت مغولستان در کنار مجسمه چنگیزخان

 آیا چنین شخصی می تواند ،بنده مقرب درگاه خداوند رحمان باشد؟آیا چنین اشخاصی که با زور و تهدید وفریب مردم را به اطاعت از خود واداشته اند در نزد انسانهای منصف و با وجدان می تواند مورد احترام واقع شود؟

مورد دیگر تیمور گورکانی است،که اکنون مورد احترام اهالی کشور تاجیکسان است.برای او مجسمه می سازند یادبود بر قرار می کنند و او را ارج می نهند.می گویند که از تیمور پرسیدند.زیباترین منظره چه منظره ای است؟.پاسخ داد.زمانی که سری را از تنی جدا می کنم و از گردن آن سر جدا شده خون فواره می زند، برای من بسیار لذتبخش و تماشایی است.پرسش این است.آیا کشندگان و خونریزان را می توان به خداوند بخشنده و مهربان نسبت داد.به یقین انسانهای آگاه ومتفکر برای اینگونه بت ها هیچ ارزش و احترامی قائل نبوده و به باطل بودنشان آگاهند. طعمه فریبکاران افراد ناآگاهی هستند که از اندیشه و فکر ،که هدیه ی خداوند به بشر است استفاده نمی کنند،و در دام این فرصت طلبان و فریبکاران گرفتار می شوند

 .فیروزبشیری.یکم خردادماه 1391 خورشیدی