www.dashtak.com

به سایت دشتک ابرج خوش آمدید

 

 

تماس با ما

firouz@dashtak.com

firouzbashiri@hotmail.com

 

نظرات شما

 

صفحه اول

 

     

 

 

 

                            

 چرخ با زیگر

 روزگاراست آنکه گه عزت دهد که خوار دارد

 چرخ  بازیگر از این  بازیجه ها  بسیار دارد

باراک اوباما در حال ورود به کاخ سفید است.بنا ندارم که او را تایید ویا رد کنم،چراکه هنوز در اول راه است ،وعملی از او سر نزده است که برای او هورا بکشیم ویا او را مورد سرزنش قرار بدهیم.بهتر است که  افراد را بعد از عملکردشان مورد قضاوت قرار دهیم.این به انصاف نزدیکتر است

در طول تاریخ افرادی از طبقه ی پایین جامعه  با استفاده از استعداد خدادادی، خود را به بالاترین سطح جامعه رسانده اند.عده ای مثمر ثمر بوده اند و در مقابل  عده ای  هم خیانت کرده اند. در دنیا ودر ایران خودمان نمونه ی زیادی از این افراد را میشود نام برد.یکی از این آن افراد یعقوب لیث صفاری است.رویگرزاده ی سیستانی که اولین حکومت مستقل ایرانی را بعد از حمله ی تازیان به ایران  تشکیل داد،وهمین طور بنا بر روایتی شعر و ادب و زبان پارسی مدیون این بزرگ مرد تاریخ ایران است..دومین شخص که از او یاد میکنیم نادر شاه افشار است که تا سنین نوجوانی به اتفاق مادرش در اسارت بسر برد وبعدها ایران را که در اشغال متجاوزین بود، با شجاعت و پایمردی دست متجاوزین را از ایران کوتاه کرد....نفر بعد کریم خان زند است که با وجودی که از نعمت سواد محروم بود آثار ماندگاری همچون بازار، حمام ،ارگ و مسجد وکیل از خود به یادگار گذاشت وهمینطور به علت عدالت محور بودن نامی نیک از خود به یادگار نهاد....همه ی ما با نام میرزا تقی خان امرکبیر فرزند کربلائی قربان، آشپز قائم مقام فراهانی آشنا هستیم.شخصی که از پدری آشپز به صدراعظمی رسید و در مدت کوتاه صدارتش بانی امورات بسیاری در جهت منافع ملی شد.یکی از آنها تاسیس مدرسه ی دارالفنون است که در زمان خودش کاری بود بسیار عظیم.در حقیقت می توان گفت که سنگ زیربنای مشروطیت را امیر کبیر بنا نهاد.خیلی ها در ایران سعی کرده اند که نامی همچون امیرکبیر را برای خود کسب کنند.اما به علت ارجعیت دادن منافع شخصی وگروهی وهمینطوراهل خطر نبودن موفق نشده اند.امیرکبیر مردمی بود، و اهل خطر،بطوری که مواجب و امتیازات اطرافیان شاه را قطع کرد...نفر بعد و  رضا سوادکوهی است که ازتیمار داری اسطبل سفارت انگلیس در تهران شروع کرد وبه تاج شاهی رسید وبه رضاشاه پهلوی مشهور شد.او شخصی بود که برای تعطیلی مشروطه که ثمره ی خون هزاران شهید بود از هیچ کوششی دریغ نکرد.در حقیقت او بود که ریشه ی درخت نوپای مردم سالاری را در ایران خشکاند.وچاپلوسی و دست بوسی  که میرفت از فرهنگ ایران رخت بربندد را دوباره احیاء کرد.می گوینداگر به شهری می رفت و به فرد تملق گو وچاپلوسی بر خورد می کرد به وزیر خود می گفت ،اورا وارد طویله کنید.مقطودش از طویله مجلس شورای ملی بود.مچلسی که بنا بود حافظ منافع مردم باشد،نه حافظ منافع شاه و نظام او

این داستان هم خالی از لطف نیست.....میگویند روزی خداوند از عزرائیل پرسید ، جان موجودات زیادی را کرفته ای.آیا تا بحال متاثر وناراحت شده ای؟  عزرائیل پاسخ داد دو بار،یکی زمانی که دستور دادی که جان مادر کودکی را که تازه به دنیا آمده بود ودر کنار رودخانه ای تنها بود بگیرم ویکی دیگر  شداد را که وقتی که بهشت را ساخت  وخواست وارد آن شود جانش را گرفتم.خداوند فرمود همان کودک بعد ها شد شداد.من اورا نجات دادم وبعد او ادعای خدایی کرد

        

یعقوب لیث صفاری

نادر شاه افشار

کریم خان زند

میرزا تقی خان امیر کبیر

باراک حسین اوباما و مادرخوادنه ی پدرش

اوباما قبل از رئیس جمهور شدن

        

 

 

 

 

 

 

 

 

به دشتک خوش آمدید