قدم دوست
آن کس که کند جان به فدای قدم دوست
جان کندن اودرقدم دوست چه نیکوست
بالای بلندش همه لطف است و کرامت
ابروچوکمان.غنچه دهانست ونکوروست
مویش چوشب تار بلند است و سیاه است
صد همچومنی کشته ی آن خنجرابروست
از سیرت اوگوی که پاکست ولطیف است
لطف وکرمش شامل هر ذره ز هر سوست
آن غنچه دهان خنده کنان دل ز همه برد
بر لوح دل ما همگی نقش پری روست
ما بهر تماشاش شب و روز نداریم
برمانظرش گرکه فتد خوب وچه نیکوست
فیروز چو منظرگه چشمت بجز او نیست
آخر بنماید به توخود.چونکه نکو خوست