|
همینطوری و به جهت اینکه بعضیها مدعی اصلاح امور دنیا شده اند.
جوانی جهت خواستگاری به در خانه ی پدر دختری رفت.پدر دختر از تحصیلاتش پرسید ،گفت ندارم ،از شغلش پرسید،گفت ندارم،از امکانات مالی پرسید،گفت ندارم. پدر دختر با عصبانیت گفت ،تو که هیچ امکانات و هنری نداری پس چه داری؟.جوان پاسخ داد ،اینها را که گفتی ندارم ولی تا بخواهی رو دارم .
غضنفر
مش غضنفر بیل خود بر دوش داشت
بانگ می زد، دست رابرگوش داشت
گفت من دارم علاج دردها
منجیم من بر زنان و مردها
باغتان راچون گلستان می کنم
دردهای کهنه درمان می کنم
هرکه دارد مشکلی در هر کجا
نسخه ی دردش بود در دست ما
تا شما را رهنمایی چون من است
تا ابد نان شما در روغن است
ناگهان از گوشه ای فریاد خاست
ای غضنفر جمله حرفت نارواست
رو تو بیرون کن بلا از خانه ات
کن مصیبت دور از کاشانه ات
گفته اند خیری که بر خانه رواست
نا روا آن خیر بر بیت خداست
باغ و بستانت همه خشکیده اند
سالها از تشنگی نالیده اند
خود تو دانی سفره ات خالی بود
باز گویی وضع ما عالی بود
رو تو درد خویش را درمان بدار
دیگران را تو به حال خود گذار
ای غضنفر کم تو قال و قیل زن
مرحمت کن باغ خود را بیل زن
11.9.1387 .فیروزدشتکی
|