مایۀ آسودگی
زندگی بی عشق رویش پوجی و بیهودگیست
ذکر او اندر دل ما مایۀ آسودگیست
گر که با اخلاص گردد نام او اندر زبان
یاد نامش بر دل ما داروی دلمردگیست
باعث پاکی جان و روح باشد عشق او
ره رو راهش بری از زشتی وآلودگیست
جز ره او هر رهی پیموده گردد ره خطاست
اقتدا بر هر که جز او مایۀ فرسودگیست
او کریم است ورحیم است وپدر از بهر ما
جز جفا بر خلق دیگر شامل بخشودگیست
چونکه باری کج نهادی کی به منزل میرسد
عاقلی کی گفت جانا. راه کج فرهودگیست
سربه کارخویش کن شایدکه خود سازی کنی
سر به کار غیر کردن پیشۀ داروغگیست
وای اگر فیروز گردی صید تزویر و ریا
گر بیاید مرگ سویت بهتر از آن زندگیست
14/2/87 نروژ