رندی
ما که شاهدبازو رند بی غمیم
از امیران جهان ما کی کمیم
گنج قارون پیش ماخاک ره است
تا که با گلچهره ای ما همدمیم
دلبر ما چهره حورو پریست
او به ارش و ما ز خاک آدمیم
تا که او بر ما تبسم می کند
شاه شاهانیم وبر تخت جمیم
ما که میبوسیم خاک درگهش
منزلت داریم وفخر عالمیم
موی پیچانش بود زنجیر ما
روز وشب در حلقه پیچ وخمیم
شادی فیروز از لبخند اوست
غیر کی داند چرا ما بی غمیم