www.dashtak.com

به سایت روستای دشتک ابرج خوش آمدید

   

صفحه اول

 

 

                          زندگی روستایی،زندگی شهری

روزی یک مرد ثروتمند پسر کوچکش را به دهی برد تا فقر مردم روستا را به او نشان دهد.آنها یک

روز را در روستا در خانه ی محقر یک روستایی مهمان بودند.در راه باز گست و پایان سفر،مردازپسرش پرسید ،نظرت در مورد مسافرتمان چه است؟ پسر پاسخ داد، عالی بود.پدر پرسید آیا به زندگی آنها توجه کردی؟پسر پاسخ داد بله پدر .و پدر پرسید چه چیزی  از این سفر یاد گرفتی؟ پسر کمی فکر کرد وبعد به آرامی گفت.فهمیدم که ما یک سگ داریم و آنها چهارتا.ما در حیاتمان یک فواره داریم وآنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد،ما در حیاطمان فانوس تزیینی داریم وآنها ستارگان درخشان آسمان را دارند.حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آنها بی انتهاست.با شنیدن حرفهای پسر زبان پدر بند آمد.بعد پسر اضافه کرد،متشکرم پدر،تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیرهستیم

 

1387/10/29    .فیروز دشتکی 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

  

 

 

 

 

 

 

به دشتک خوش آمدید

د