صفای آدمی
آنچه می ماند صفای آدمیست
خلق نیکو و حیای آدمیست
قلب خود را منبع نیکی نما
قلب نیکو چون شفای آدمیست
دست خود را سوی حق بالا ببر
آنکه می بیند خدای آدمیست
جز خدا بر کس تمنائی مکن
چون پدر او از برای آدمیست
گر به راه کج روی در این جهان
او خطاپوش خطای آدمیست
پیرو شیطان مشو ای آدمی
چون که او اندر جفای آدمیست
بهر خود متراش بت ای با خرد
چون خدا تنها خدای آدمیست
گر زنی فیروز بر درگاه غیر
ننگ و خواری از برای آدمیست
9/1/87 نروژ