|
........................................................................................................
ادامه مطلب
سه هزار میلیارد تومان ناقابل
میگویند سه هزار ملیارد تومان اختلاس شده است.نوشتن این رقم بزرگ هم برای من کمی مشکل است.بعد از کلی فکر کردن و کمک گرفتن از این و آن، و قتی آنرا تبدیل به ریال کردم دیدم که میشود یک 3 و 13 صفر ناقابل جلو آن.اصلا به من چه مربوط است که یک آقا به کمک آقایان دیگر این مبلغ را دزدیده اند.نه ما و نه کسی دیگر حق دخالت در اینگونه امور را نداریم.نباید هم داشته باشیم.قدر مسلم این است ، کسی که به این همه پول دسترسی داشته نباید آدم عادی باشد.باید با ولی نعمتهای ما سر وسری داشته باشد.عده ای که احکام شرعی را برای ما تفسیر و توضیح میدهند ،می گویند که حکم شرع است که ما باید از حاکم و همینطور از نمایندگان حاکم خود اطاعت کنیم و در کار آنها دخالتی نکنیم.چرا که بنا به فرموده آنها ما همانند گله ای گوسفند هستیم که نیاز به شبان دارد.
زمانی هم که در مجامع بینالمللی بحث از حقوق من و امثال من می شود،نمایندگان مملکت ما میگویند که حقوق مردم باید بر اساس سنت و فرهنگ و مذهب آن منطقه تعریف شود.این به آن معنا است که آن آقای آمریکایی و اروپایی وزاپنی و.... با من ایرانی تفاوت دارد.حقوق بشر شامل حال آنها می شود،اما شامل حال من نمی شود.حق با آن نماینده محترم است.من و امثال من به لحاظ فرهنگی به حدی از رشد نرسیدهایم که خود ولی و قیم خود باشیم.ما صغیریم.صغیر هم نیاز به قیم دارد.صغیر غلط میکند که در کار قیم خود دخالت کند.ولی و قیم ما بهتر از ما میداند که در چه اموری خق دخالت داریم و در چه اموری حق نداریم.اصلان ما حق دخالت نداریم.تنها حق ما اطاعت است.این سه هزار ملیارد تومان هم قسمت کوچکی از پول نفت است که نعوذبالله اختلاس شده است.نفت هم ثروت خدادادی است.حاکمان ما هم نماینده خدا در روی زمین هستنداگر در کل جهان حاکمیت ندارد،فعلا در ایران خود را نماینده خدا می دانند.بنا به اختیاری که خداوند به آنها تفویض کرده ،اختیار تام دارند .از هرکس که بخواهند میگیرند و به هرکس که دلشان خواست می دهند،به هر کس هم که دلشان خواست نمی دهند. هر کس به این امور معترض شود هم دنیا و هم آخرت خود را به خطر انداخته است.به ما چه مربوط است که آقای مرتضی رفیقدوست شریک محترم آقای فاضل خداداد در پرونده آن اختلاس معروف بجای اینکه در زندان بسر ببرد ،در بازار مشغول کار و کسب است.ربطی به ما ندارد که آقای شهرام جزایری به جای زندان مدت محکومیت خود را در هتل می گذراند، و بعضی وقتها هم به آقا زاده ها به جهت ورود به کارهای تجاری مشاوره می دهد.این فضولی ها به ما نیامده که دها اسکله در ایران وجود دارد که گمرک هیچ نطارتی بر آنها ندارد نوش جانشان اگر اجناسی را بدون پرداخت گمرکی وارد این مملکت میکنند و سود کلان می برند ، به ما هیچ ربطی ندارد که کشور کوچک قطر که در حدود نود سال پیش حاکمش به جهت حمام کردن در جزیره قشم تقاضای ویزا از ایران مینمود اکنون سه برابر ما از پارس جنوبی برداشت می کند.یک صغیر حق این را ندارد که از ولی خود بپرسد سهم ما از دریای خزر چقدر است.به ما چه مربوط است که بگوییم 18 ملیارد دلاری که از یک کانتینر ایرانی در آنکارای ترکیه کشف شد متعلق به چه کس و یا کسانی بود،و سر نوشت آن به کجا کشید شد؟ما نباید به ولی نعمتهای خود بگوییم که چرا نان از دهان کودکان روستایی و شهری گرفته میشود و در لبنان و سوریه به افرادی داده میشود که هیچ نیازی ندارند. به طور مثال در سی ویک سال گذشته اگر مقدار زیادی نفت مجانی و مقدار زیادی نفت نصف قیمت همینطور کمکها مادی زیادی در اختیار سوریه قرار می گیرد،یقنا کار درستی است.چرا که ولی نعمتهای ما چیز هایی میدانند که ما مردم از درک آن عاجزیم.اگر در فلان روستای ایران دانش آموزان از آغل کوسفندان به عنوان کلاس درس استفاده میکنند و با پول همین بچههای روستایی در لبنان بیمارستان،دانشگاه و مدرسهها مجهز با خقوق مکفی برای کارمندانش ساخته می شود،حتما مصلحتی در کار است که عقل من و امثال من از درک آن عاجز است.به ما چه ربطی دارد که یک پروژه را چندین بار افتتاح میکنند و یا اینک شیخ شهر ما،خودش و اطرافیانش، زمینهای شهری و اطراف شهر را یا تصاحب میکند و یا به قیمت ارزان میخرد و بعد ار تقسیم به قطعات کوچک آنها را به قیمت سرسام آور به مردم می فروشد.مردم چه حقی دارند که بگویند رأی ما کجاست؟ .مگر کسی به شما حق انتخاب داده که اکنون میگویید رأی ما کجاست؟ هر از چند مدتی برای اینکه ما احساس کنیم زندهایم به من و شما اجازه داده میشود که به پای صندوق رأی برویم.باید از قیم های خود سپاسگزاری کنیم که چنین حق بزرگی را به ما اعطا کرده اند.اما در رابطه با اینکه چه کسی باید رئیس جمهور و یا وکیل مجلس شود به ما ربطی ندارد.قیم ما ،بزرگان ما و خیر خواهان ما قبل از اینکه رایی در صندوق ریخته شود از بین افراد واجد شرایط کسانی را برای تصدی اینگونه امور انتخاب کرده اند.هرچند آنها هم هیچ اختیاری از خود ندارند و به قول معروف تدارکچی هستند.باید هم همینطور باشد.ملتی که به سن رشد و بلوغ فکری نرسیده ،نمی تواند انتخاب صحیح بکند.باید شب و روز خدا را شاکر باشیم که چنین افراد دلسوزی را بر ما حاکم نموده است.شب و روز به فکر ما هستند.تصمیم میگیرند که ما چه باید بپوشیم.چه بنوشیم،جه ببینیم و چه نبینیم.چه بگوییم و چه نگوییم.چه موقع باید بخندیم و چه موقع باید بگرییم.چه موقع زنده باد بگوییم و چه موقع مرده باد.چه چیز باید بخوریم وچه چیز نباید خورده شود.چه بخوانیم و چه نخوانیم .خلاصه آنها هستند که مصلحت ما صغیران تشخیص می دهند.هرچه سلطان بپسندد هنراست.همه ما باید این را بدانیم و در گوش خود فرو کنیم که ولی ما نه تنها اختیار نان ما ،که جان ما در اختیار مبارکشان است.همینکه اجازه میدهند نفسی بکشیم باز هم باید شاکر باشیم.بارها از زبان بعضیها شنیدهایم که تا قیم از ما راضی نباشد خداوند از ما راضی نمی شود..این ما هستیم که باید به آنها حساب پس بدهیم.اگر گروهی که قرار بود حافظان جان،مال ، ناموس،آزادی، عدالت،و قانون باشند،اکنون بر جان،مال وناموس ملت چنگ انداخته اند و آزادی و عدالت و قانون را سه طلاقه کرده اند،بدانید که خیر و صلاح شما در این کار است.چرا که قیم خیر و صلاح افراد تحت قیمومیت خود را بهتر می داند.اگر شکی دارید بروید و استخفار کنید.اگر قلمی بر علیه ولی خود دیدید آنرا بشکنید.همانطور که تا کنون چنین کرده اید.اگر گردنی در مقابل آن درگاه خم نشد،آن گردن را با طناب دار آشنا کنید.همانطور که تا کنون چنین بوده است.اگر پایی از گلیم خود فراتر رفت آنرا طبق معمول قطع کنید. و در خاتمه ،خداوندا به همه ما توفیق عطا نما که برای چوپان خود ،گوسفندان مطیع و فرمانبر باشیم .آمین
فیروز بشیری....30 شهریور 1390 خورشیدی .
|
پیوندها
...................................
دوستان دشتکی
.........................
در باره ی نروژ
|