www.dashtak.com

به سایت روستای دشتک ابرج خوش آمدید

 

 

تماس با ما

firouzbashiri@hotmail.com

نظرات شما

 

 

صفحه اول

 

 

 

...........................................................

 

مدتی پیش به وسیله تلفن، پیام کوتاهی از یک دوست گرفتم .بسیار به دلم نشست.اسم شاعرش را ننوشته بود.حیفم آمد آنرا با شما تقسیم نکنم

سفره خالی


یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچۀ ما دوره گرد

داد می زد کهنه قالی می خرم

دست دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت،ولی این زندگیست؟

بوی نان سفره هوشش برده بود

اتفاقاّ مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا سفره خالی می خرید؟


1388/5/29












 

 

 

 

    

به دشتک خوش آمدید