وادی عشق
در وادی عشق جز صفا چیزی نیست
جزعشق ومحبت به خدا چیزی نیست
آنجا همه نور است وسیاهی نبود
جز باده و معشوق ونوا چیزی نیست
او خلق نموده همه هستی را
هستیم همیشه وفنا چیزی نیست
مردان خدا کینه به دل ره ندهند
اندر دلشان به جز وفا چیزی نیست
پر گویی و پرخاشگری دام رهند
آنرا که به است جز حیا چیزی نیست
هر چیز بجای خویش او بنهادست
هر نقطه به جا و جابجا چیزی نیست
ما را نبود راه به اسرار خدا
هر زره بجا و بر خطاچیزی نیست
آن به قدحی خوریم و یاهو بزنیم
در محفل ما بجز دعا چیزی نیست
مردان خدا خویش هویدا نکنند
چون خرقه ودستاروعباچیزی نیست
ما دست نیاز پیش مردم نبریم
ازمردم این زمانه جزجفا چیزی نیست
دل پاک نما گر طلبی دیدن یار
دل جز قدح جهان نما چیزی نیست
فیروز اگر در طلب کوی تو شد
جز دیدن رخسار شما چیزی نیست